صلام دوصطان عظیض من نمیدونم چرا  حمیشه نمره ی املاع یا حمون دیکطه ی من ۲۰ میشد؟!
شما میدونین چرا؟؟؟
      والا من اظ وقطی که یادم میاد املاع یه درص چرط و پرط بود کح حمه ی بچه حا اذش بدشون میومد...
یادمح کح یه بار غرار بود معلم بح ما یه املاع بگه که بچه حا دصطشون طند و صریء بشه! ینی میخاسط اونغدر طند بگه کح...!!!
خلاسح چشطون روظه بد نبینه: حمین که شروء به گفطن کرد یکی یکی بچه حا اشکشون در اومد (عاخه ما حنوذ کلاصه دوم بودیم) ظا کار به جایی کشید که یحو مءلم دید حمه دارن گریه میکنن و خلاسه دلش سوخط و دیگه بقیشو نگفط...!
ولی من طنحا کسی بودم کع املام خوب بود و حمیشه ۲۰ میگرفطم!!!

هالا جا دارح عذ موالمم یه طشکر بکنم:

"موالم عملاعه اذیظم عذ اینکح به من خاندن و نوشطن عاموخطی حذار بار اظط صپاصگضارم"

نذر شما چیه؟!


 

نوشته شده توسط یک مشت خاک در دوشنبه 12 آذر1386 ساعت 1:21 بعد از ظهر موضوع دل نوشته های "یک مشت خاک" | لینک ثابت